X
تبلیغات
رایتل

انجمن علمی ادیان و عرفان تطبیقی دانشگاه فردوسی مشهد

مسیحیت 2

کتاب مقدس مسیحى نیز با مشکلات اساسى مواجه است. از یک سو، اناجیل موجود سند تاریخى ندارند و بنابر اظهار خود محققان غربى[۸] مدت ‏ها بعد از صعود عیسى‏ (ع) و در جریان فعالیت‏ ها، درگیرى ‏ها و نفوذ افکار«پولس» و حتى پس از آن – هنگامى که عقاید انحرافى وى بر جامعۀ مسیحى تسلط پیدا کرده بود – نوشته شده‏اند.

https://tse1.mm.bing.net/th?&id=JN.KLrKayMUbZegwvsr7QtEUw&w=300&h=300&c=0&pid=1.9&rs=0&p=0

  

از سوى دیگر، محتوا و بافت این اناجیل با کُتُب آسمانى و وحى الهى سازگارى ندارد و در قالب کتاب سیره به بیان داستان زندگى عیسى‏ (ع) مى پردازد. و هر چند فرازهایى از کلمات عیسى را مى توان در آن یافت ولى ساخت کلى کتاب بیان تاریخ حیات عیسى‏ (ع) است.

از این‏رو، هر چند به اذعان قرآن کریم، عیسى‏ (ع) پیامبرى الهى و داراى کتابى به نام انجیل است، ولى نه آموزه هاى او چندان در مسیحیت معاصر باقى مانده و نه نشان چندانى از کتاب واقعى او مى توان یافت.

در قرون وسطى اندیشمندان مسیحى تلاش کردند عقاید انحرافى موجود در مسیحیت کنونى را به گونه‏اى توجیه و چهره‏اى معقول از آن ترسیم کنند. «توماس آکویناس» که در سده سیزدهم میلادى زندگى مى‏کرد، قهرمان صحنۀ این بحث مسیحى است. او تلاش کرد به کمک فلسفۀ ارسطویى – که از طریق کتاب‏هاى ابن‏سینا و فرهنگ اسلامى با آن آشنا شده بود – اندیشۀ مسیحى را بازسازى و میان آن فلسفه و الهیات مسیحى سازگارى ایجاد کند.[۹] ولى با این همه، پاره‏اى از مفاهیم انجیل قابل توجیه عقلى نبود و با همۀ تلاشى که فیلسوفان قرون وسطى، همچون «آکویناس»، کردند، نتوانستند همۀ آنچه را که در ظواهر کتاب مقدس بود، به صورت معقول در آورند.

به طور مثال، اعتقاد مسیحیان این است که عیسى پسر خدا است و ظاهر تثلیث در انجیل این است که عیسى خود خدا مى‏باشد. در توجیه آن – به گونه‏اى که هم با توحید و هم با انجیل و اعتقاد آنان سازگار باشد – گفتند: خدا سه شخصیت، اما یک طبیعت دارد. پدر، پسر و روح القدس، سه شخصیت و سه اقنوم هستند.

بدیهى است که این عقیده و نظایر آن قابل تصحیح و توجیه عقلى نیست؛[۱۰] زیرا اگر یک طبیعت سه شخصیت داشته باشد، باید پذیرفت که داراى سه فرد است که در آن طبیعت با هم اشتراک دارند. این امر از یک سو، وجود ماهیت را براى خداوند در پى ‏دارد و از سوى دیگر، با توحید ذات او ناسازگار است.

افزون بر معضلات اعتقادى و تاریخى که در مسیحیت وجود دارد، در دوران قبل از نوزایى[۱۱] که از آن به دوران تاریکى یاد مى شود، رجال دین مسیحى جایگاه مهمى در سیاست یافتند و با معرفى خود به عنوان واسطه بین خدا و مردم، براى خویش حقوق اختصاصى خاصى را ادعا کردند که یکى از آنها سلطه و حاکمیت بر مردم و لزوم تبعیت مردم از آنها بود. این گروه براى ادارۀ امور به وضع قوانین دینى اقدام کردند و کوشیدند کاستى مسیحیت در حوزۀ شریعت را با قوانینى که خود وضع مى کردند و آن را دینى مى شمردند، جبران کنند.

از سوى دیگر، پس از قرون وسطى و با پیدایش علوم جدید و مواجهۀ آن با تصویرى که کلیسا و انجیل – به تفسیر کلیسایى – از مفاهیم علمى ارایه مى‏داد، مسئلۀ تعارض علم و دین مطرح شد، و به جهت رونق علوم جدید و شکوفایى آن، چراغ دین مسیحى به خاموشى گرایید. در این میان، متکلمان و متألهان مسیحى در مقابل این بحران تلاش کردند مباحث جدیدى را براى دفاع از مسیحیت و پاسدارى از ایمان مردم مطرح نمایند و از آن پس فیلسوفان دین نیز هر کدام به گونه‏اى در بارۀ این موضوع به بحث و بررسى پرداختند که مجموعۀ این گونه مباحث، هویت اندیشه مسیحى در سده معاصر را تشکیل مى‏دهد.[۱۲]

_________________________________________________________________________________________


[۸]. ادعا مى‏شود که این اناجیل از سده  دوم میلادى تواتر دارند و گفته مى‏شود تألیف آنها در سده  اول – در حدود سال‏هاى ۳۸ تا ۱۰۰ – صورت گرفته است )ر.ک: ویر، رابرت، جهان مذهبى، ج۲، ص۶۷۵، مترجم: گواهی، عبدالرحیم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش؛ عیسى، صص ۱۲ – ۳۲).

[۹]. ر.ک: تاریخ جامع ادیان، صص ۶۵۸ – ۶۶۰؛ جهان مذهبى، ج۲، صص ۷۳۳ – ۷۳۴٫

[۱۰]. ر.ک: جهان مذهبى، ج۲، صص ۷۳۴ – ۷۳۸٫

[۱۱] . یعنی، رنسانس.

[۱۲]. ر.ک: عیسى، ص۱۶۰؛ ولایت و دیانت، صص ۳۶ – ۴۰٫

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.